السيد الخميني

221

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

نقل - مُهر مىكرده ، « 1 » آنجايى كه توى آن [ نان ] جو بوده است ، مُهر مىكرده است كه مبادا اينها باز كنند و يك چيز ديگر توى آن بريزند ، يك چربى ، يك چيزى ، كه اين مثلًا به واسطهء ترحمى كه فرزندانش مىخواستند به پدر بكنند ، و زينب مثلًا مىخواسته به پدر بكند ، [ خورشتى ] داخل اين بكند ، مُهر مىكرده كه دست نخورده باشد ؛ اين خوراك حضرت امير - سلام اللَّه عليه - بود . آن شبى كه شب فوت ايشان ، ضربت خوردن ايشان هست ، آن شب مهمان ام كلثوم ، مىگويند « 2 » بوده است ؛ وقتى كه برايش غذا مىآورند ، ايشان غذا براى افطارش مىآورد ، مىبيند كه نمك آورده و شير ؛ مىگويد تو چه وقت ديدى من دو تا خورش داشته باشم ؟ يكىاش را بردار . مىگويند كه رفته است نمك را بردارد ؛ گفته است : به جان من شير را بردار . با نمك دو لقمه دست برد و خورد . اين حكومت ماست ، حكومت اسلام است ، حاكم اسلام است ؛ آن هم حاكم كمونيست و ماركسيسم و اينها . تبليغات دشمنان ، براى غارت ماست انسان بايد تعقل كند ببيند كجا گول خورده است . اين گول براى چه ؛ اين تبليغات براى چه بوده ؟ اين نكته ، نكتهء اينكه شما را مىخواهند جدا كنند از اسلام ، جدا كنند از حكومت اسلامى ، بايد ديد نكته چيست كه شما را مىخواهند جدا كنند از حكومت اسلامى ؟ نكته اين است كه آن آقا گاز مملكت ما را مىخواهد ، آن آقا نفت مملكت ما را مىخواهد ؛ خوب نفت و گاز صاحب دارد ، ممكن است اينها داد و قالشان درآيد . اسلام مىگويد كه هيچ قدرتى حق ندارد ، هيچ قدرتى نمىتواند بيايد به مسلمين تحميل بشود ؛ اينها هم كه مىخواهند تحميل كنند همه چيز را ، اينها مىخواهند يك محمد رضا را بياورند و اينجا بگذارند مأمور كنند « مأموريت براى وطنم » ! مأمور كنند كه اين آدم همهء استفاده‌هايى كه اين مملكت دارد به اينها بدهد ! خوب ممكن است آخوند صدايش درآيد ، آخوند را خفه مىكنند . آخوندها مفتخورند ! اين آخوندها همه مفت‌خورند !

--> ( 1 ) - مناقب ، ج 3 ، فى المسابقة بالزهد و القناعة . ص 113 . ( 2 ) - بحار الأنوار ، ج 42 ، ص 226 ، حديث 38 .